برگردان به زبان ساده
ای اجل مهلت من ده که ببوسم دهنش
دشمنم نیز مکُش تا بکُشد رشگ منش
ای مرگ، لطفاً به من زمان بده تا دهانش را ببوسم و به دشمنم نیز فرصت بده و او را مکُش تا آنگاه که من دهان محبوبم را خواهم بوسید، ببیند و از حسادت من بمیرد
چون شکایت کنم از دوست که خون ریخت مرا
هرکه شد کشته ز معشوق نباشد سخنش
چگونه می توانم از دوست شکایت کنم که چرا خون مرا ریخت حال آنکه در مکتب عشق هر کس بدست معشوق کشته شود نباید سخن و شکایتی داشته باشد
دهنش گفت که دردت کنم از بوسه دوا
جای آنست که صد بوسه زنم بر دهنش
دهانش گفت که درد تو را با بوسه دوا خواهم کرد و جای آن است که صدها بار بخاطر این گفته به دهانش بوسه بزنم
مبتلای قفس تن نشدی طوطیِ جان
گر نبودی هوسِ آن لب شکّر شکنش
طوطیِ جان من اگر هوس آن لب شیرین را نداشت، گرفتار قفس تن (کنایه از این دنیای فانی) نمی ماند و از این قفس رها می شد.
اهلی آن روز که چون لاله سر از خاک زند
غرقه در خون جگر سوخته بینی کفنش
در روز قیامت که اهلی همچون لاله از خاک بیرون آید کفنش را غرقه در خونِ جگرِ سوخته اش خواهی دید