برگردان به زبان ساده
چند سوزیم ز داغ دل بیحاصل خویش
آه ازین داغ دل و وای ز دست دل خویش
هوش مصنوعی: ما چندین بار از درد بیثمر دل خود میسوزیم. آه از این درد دل و وای بر حال دل خود.
هرکه در دست غمم دید بدین سوختگی
گفت بازآمده مجنون سوی سرمنزل خویش
هوش مصنوعی: هر کسی که غم را در دستش حس کرد، به این سوختگی اشاره کرد و گفت که مجنون دوباره به خانهاش برگشته است.
میگدازد همه شب همنفسم شمع صفت
بسکه از آتش دل گرم کنم محفل خویش
هوش مصنوعی: همه شب، همدم من مانند شمع میسوزد و میلرزد، چون به خاطر آتش دل من، محفل خود را گرم نگه میدارم.
دانه مهر ز آب و گل یاران ندمید
جای این دانه ندیدم بجز آب و گل خویش
هوش مصنوعی: محبت و دوستی که از طبیعت و زندگی به وجود آمده، برای من معانی دیگری ندارد و جز همان زندگی و ارتباطات خودم چیزی نمیبینم.
اینچنین صید صفت کشته که اهلی افتاد
وه که بر گیردش از خاک مگر قاتل خویش
هوش مصنوعی: به این ترتیب، شکارچیانی که مانند شکار در چنگال دشمنان افتادهاند، چه کسی میتواند آنها را از زمین بلند کند جز کسی که خودشان را به این وضعیت دچار کردهاند؟