برگردان به زبان ساده
ره ز مستی بزنم باز به ویرانه خویش
چون مرا شوق تو بیرون برد از خانه خویش
هوش مصنوعی: من دوباره مسیر دیوانگی را به سمت ویرانه خودم میزنم، زیرا اشتیاق تو مرا از خانهام بیرون کرده است.
سنگ بر سینه زنان زان در دل می کوبم
که ترا یافته ام در دل ویرانه خویش
هوش مصنوعی: من برای تو که در دل ویرانه و خراب شدهام پیدا شدهای، با ضربههای سنگین بر سینه خودم میکوبم.
تو و بانک طرب انگیز نی و جام شراب
من و خون جگر و نعره مستانه خویش
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی ارتباط عمیق میان عشق و لذتهای زندگی اشاره شده است. گوینده به معشوق خود که همانند نی و آهنگ دلانگیز است، اشاره میکند و در کنار آن به نوشیدن شراب و احساسات عمیق و دردهای درونی خود میپردازد. در واقع، بیانگر تناقضات زندگی انسان است؛ بین شادی و غم، لذت و درد.
میدهی عاشق بی خویشتن از خود خبرش
نه ز بیداد ز نی سنگ بدیوانه خویش
هوش مصنوعی: تو به عاشق بیخود از خود خبر میدهی، نه از ظلم و ستمی که بر او رفته و نه از بیتابی و درد خود.
حال اهلی برسانید به مجنون که کند
گریه بر حال من و خنده بر افسانه خویش
هوش مصنوعی: به حال اهلی خبر بدهید که مجنون از سرانجام من ناراحت است و بر حال من اشک میریزد، اما به داستان خود میخندد.