برگردان به زبان ساده
از حسرت آن لب که نبخشد شکر خویش
طوطی زده منقار بخون جگر خویش
هوش مصنوعی: حسرت آن لبهایی را میخورم که جوابی برای عشق و محبت ندارند. مانند طوطیای هستم که در حالی که منقار خود را به خون جگرش میزند، از غم و اندوه درونش رنج میبرد.
من چون نخورم خون ز جگر گوشه مردم
یعقوب شنیدی که چه دید از پسر خویش
هوش مصنوعی: من نمیتوانم از دل و جانم به راحتی بگذرم و خون خود را نخورم، چون داستان یعقوب و دردی که از فقدان پسرش کشید، را شنیدهام.
در خاک اگر افکنی از عرش غمم نیست
زنهار مینداز مرا از نظر خویش
هوش مصنوعی: اگر من را در خاک هم بیندازید، از بالای عرش (خداوند) غم و اندوهی نخواهم داشت. فقط خواهش میکنم که مرا از دیدهات دور نکن.
آن گمشده ام من که ندارم خبر از خود
کو واقف حالی که بپرسم خبر خویش
هوش مصنوعی: من آن گمشدهای هستم که از حال خود بیخبرم. کسی را میشناسم که بتوانم از او دربارهی وضعیت خود بپرسم.
از گوهر خود تیغ زبان چند کشد خصم
امید که تیغ تو نماید گهر خویش
هوش مصنوعی: دشمن از زبان تو میخواهد به نفع خود استفاده کند و بر این باور است که میتواند با سخنان تو، ارزش و برتری خود را نشان دهد.
داغی است بهر گام درین رهگذر تنگ
طاووس صفت پهن مکن بال و پر خویش
هوش مصنوعی: این مسیر پر از دشواریها و سختیهاست، بنابراین برای جلب توجه یا خودنمایی، نباید به طور افراطی به نمایش قدرت و تواناییهای خود بپردازی. در اینجا لازم است که با احتیاط و تدبیر حرکت کنی.
تا پا بسر خود ننهی دوست نیابی
اهلی بسر دوست که بگذر ز سر خویش
هوش مصنوعی: تا زمانی که خود را به عشق و دوستی نرسانی، دوست واقعی نخواهی یافت. باید از خودخواهی و منیت عبور کنی تا بتوانی رابطهای عمیق و واقعی با دیگران برقرار کنی.