برگردان به زبان ساده
چو وقت گریه کردن رو نهم بر سوی دیوارش
شوم بهوش و باز آیم بهوش از بوی دیوارش
هوش مصنوعی: وقتی زمان گریه کردن میرسد، به سمت دیوارش میروم و مجذوب آن میشوم و بلافاصله از بوی دیوارش به آرامش میرسم.
چون مراغ بسملم گر افکند از کوی خود بیرون
طپم در خاک و خون چندان که افتم سوی دیوارش
هوش مصنوعی: زمانی که من به مانند پرندهای مجروح از کوی او رانده میشوم، در خاک و خون میلرزم و هر چه بیشتر به دیوار او نزدیک میشوم.
چون افتاده بیمارم که همچون صورت بیجان
نشستن نیستم قوت مگر پهلوی دیوارش
هوش مصنوعی: من به خاطر بیماریام حالتی ندارم و مانند یک موجود بیجان نمیتوانم نشسته باقی بمانم؛ تنها زمانی احساس قوت میکنم که در کنار او باشم.
نوشتم بر در و دیوار محنت خانه غم چندان
که از مشق جنون من سیه شد روی دیوارش
هوش مصنوعی: بر در و دیوار خانهای که مملو از غم و اندوه است، آنقدر از درد و رنجهای خود نوشتهام که یادگارهای جنونم چهره دیوار را سیاه کردهاند.
چو نگذارد که رو درروی دیوارش نهم اهلی
دهم تسکین دل باری به گفتگوی دیوارش
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به صورت مستقیم با او رو به رو شوم، به دیوارش میگویم که آرام بخشی برای دل من باشد و در این گفتگو با دیوارش، تسکینی بیابم.