برگردان به زبان ساده
بس گل شکفت و کرد خزان نوبهار خویش
حسن تو همچو صورت چین برقرار خویش
هوش مصنوعی: بسیاری از گلها شکوفا شدند و بهار همواره به سر میبرد، اما زیبایی تو مانند چهره چین همیشه زیبا و پایدار باقی مانده است.
از بسکه بی تو شب همه شب گریه میکنم
شرمنده ام ز دیده شب زنده دار خویش
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه بدون تو تمام شبها گریه میکنم، از دیدگان خودم شرمندهام که شب را بیدار میگذارند.
ای دیده سیل اشک بر آن آستان مریز
کانجا نوشته ام سخنی یادگار خویش
هوش مصنوعی: ای چشم، اشکهایت را بر آن درگاه نریز؛ چرا که من در آنجا سخنی از خودم نوشتهام که بر جای مانده است.
گل خوشه چین خرمن دولت شود مرا
گر بینمت چو شاخ گلی در کنار خویش
هوش مصنوعی: اگر تو را ببینم مانند شاخ گلی در کنار خود، خوشبختی و رونق زندگیام به من خواهد رسید.
چندانکه سوخت اهلی لب تشنه در بلا
آبی نیافت جز سخن آبدار خویش
هوش مصنوعی: هر چقدر که اهلی در سختی و بیابانی بیآب رنج میبرد و لب تشنه است، نتوانست جز صحبتها و کلمات شیرین و دلنشین خودش چیز دیگری برای تسکین پیدا کند.