برگردان به زبان ساده
نشد از زخم تیر آهو گریزان روز نخجیرش
از آنشد تا کسی بیرون نیارد از درون تیرش
هوش مصنوعی: از زخم تیر آهو نمیتواند فرار کند، چرا که در روز شکار از آن تیر به بیرون نخواهد پرید.
هر آن عاشق که شد آشفته زنجیر موی تو
بجز پیش تو نتوان داشتن جایی بزنجیرش
هوش مصنوعی: هر عاشقی که به عشق تو دچار شده و دلش به خاطر زنجیر موی تو آشفته است، نمیتواند جز پیش تو در جای دیگری آرامش پیدا کند.
به خوابم دوش میخواندی میان لاله زار گل
مرا در خاک و خون خواهد نشاند امشب بتعبیرش
هوش مصنوعی: دیشب در خوابم میخواندی، در میان گلهای لاله. اما اکنون میدانم که آن گل در خاک و خون خواهد ماند.
الا ای مهربان تدبیر کار اشک ریزان کن
که آب از سر گذشت و ما نمیدانیم تدبیرش
هوش مصنوعی: ای مهربان، لطفاً در کار ما تدبیر کن و راهی برای حل مشکلات بیاب، چرا که ما در شرایط دشواری قرار داریم و از چگونگی مدیریت این مسائل بیخبر هستیم.
براه آرزو اهلی فتاده ذره خاک است
بیا ای آفتاب عاشقان از خاک برگیرش
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی به انسان و جایگاه او در زندگی اشاره دارد. میگوید که انسان با همه آرزوها و خواستههایش، در نهایت یک ذره خاکی است که به زمین افتاده. شاعر از آفتاب، که نماد عشق و روشنایی است، دعوت میکند که این انسان را از خاک بلند کند و به او زندگی و امید ببخشد. در واقع، این دعوت به احیاء و نجات است تا انسان بتواند به آرزوهایش نزدیکتر شود.