برگردان به زبان ساده
غم پریشان سازم از مستی چو زلف پرخمش
تا پریشان تر شوم ز آشفتگیهای غمش
هوش مصنوعی: از مستی و حالتی که زلف پرچین او به من میدهد، غم و اندوهی را که دارم بیشتر نمایان میکنم، تا از آشفتگیها و بینظمیهایی که ناشی از آن غم است، بیشتر دچار پریشانی شوم.
من طبیب عشقم و دانم دوای دل نکو
زخم دل هردم ز داغی تازه باید مرهمش
هوش مصنوعی: من عاشق هستم و میدانم که چطور میتوانم درد دل خوبم را درمان کنم. هر لحظه قلبم Zنهای جدید میخورد و به مرهمی تازه نیاز دارد.
اشک گرم عاشقان هر قطره بحر آتشی است
بلکه باشد بحر آتش قطره یی از شبنمش
هوش مصنوعی: اشکهای گرم عاشقان هرکدام به اندازه یک دریا از آتش سوزان هستند و در حقیقت، ممکن است آن دریا از آتش، تنها قطرهای از شبنم باشد.
من نه آنمردم که ترسم از هلاک خویشتن
گر اجل سستی کند دامن بگیرم محکمش
هوش مصنوعی: من آن شخصی نیستم که از خطر نابودی خود بترسم. اگر سرنوشت کمی تردید کند، من اجازه نمیدهم که دستش به من برسد.
هرکه دارد ساقیی چون او چکارش با مسیح
جرعه نوش است آفتاب ما مسیح مریمش
هوش مصنوعی: هر کسی که چنین ساقیای دارد، نیازی به مسیح ندارد؛ چرا که نور و روشنیاش همچون مریم، درخشان و بیهمتاست.
مست سودای توام از فکر عالم بیخبر
کی بود مجنون سر و سودای کار عالمش
هوش مصنوعی: من از عشق تو مست و غرق در خیال تو هستم و از فکر دنیا بیخبرم. مجنون هم هرگز به فکر کارهای دنیا نبود.
هرکه چون اهلی سگ کوی پری رویی نشد
گر ملک باشد که صاحبدل نخواند آدمش
هوش مصنوعی: هر کس که مثل سگ کنار معشوق زیبا قرار نگیرد، حتی اگر صاحب قدرت و ثروت باشد، در چشم صاحبدلان انسانی محسوب نمیشود.