برگردان به زبان ساده
مستم و در جوش می بینم دل مجنون خویش
آتشم ای گریه منشان تا بریزم خون خویش
هوش مصنوعی: من در حالتی شگفتانگیز و پرشور هستم و احساس دیوانگی میکنم. ای آنهایی که با اشکهایتان مرا میآزرید، بگذارید تا رنج و درد درونم را بروز دهم.
گر نریزی جرعه یی در کام من چون دیگران
خنده یی در کار من کن از لب میگون خویش
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی جرعهای از محبتت به من بدهی، حداقل مثل دیگران برایم لبخندی بزن و از لبهای شیرینت چیزی بگویید.
جمعی از وصل تو شاد و جمعی از جام تو مست
من به محرومی چه سازم با دل محزون خویش
هوش مصنوعی: عدهای از وصل تو خوشحالند و عدهای دیگر از شراب تو سرمست هستند. من با دل غمزدهام در مواجهه با این محرومیت، چه باید بکنم؟
قامت سرو سهی گفتی قیامت میکند
آه اگر بینی خرام قامت موزون خویش
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت یک دختر اشاره دارد که مانند درخت سرو راست و استوار است. اگر کسی او را ببیند، ممکن است تحت تاثیر زیبایی و چهرهی دلربای او قرار بگیرد. به عبارت دیگر، ظاهر دلبرانهاش به قدری جذاب است که میتواند دل هر کسی را ببرد.
غیر عشق من که باشد همچو حسنت برقرار
هرچه بینی عاقبت میگردد از قانون خویش
هوش مصنوعی: جز عشق من کسی نیست که همچون زیباییات پایدار بماند، هر چه را که ببینی در نهایت از قانون خود منحرف میشود.
تا بکی هنگامه گرم از قصه بیهوده ام
شرمسارم کردی از افسانه و افسون خویش
هوش مصنوعی: این بیت به حس شرم و ناراحتی فرد اشاره دارد که به خاطر داستانهای بیهوده و افسانهپردازیهای دیگری، در وضعیتی ناخوشایند قرار گرفته است. او از اینکه به مدت طولانی درگیر این مسائل شده شرمنده است و به دنبال حقیقت است.
شب ز تاریکی هلاکم روز میسوزم چو شمع
سوختم اهلی ز بخت و طالع وارون خویش
هوش مصنوعی: در شب، به خاطر تاریکیاش در حال نابودی هستم و در روز مانند شمعی میسوزم. از تقدیر و قسمت نامساعد خود رنج میبرم.