برگردان به زبان ساده
نظر بنرگس او کن ز خشم و ناز مپرس
ز گریه حال دلم بین ز ناله باز مپرس
هوش مصنوعی: به چشمان زیبا و دلربای او نگاه کن و از خشم و ناز او سوال نکن. حال دلم را از گریهام بفهم و از نالههایم نپرس.
به بین زبانه آتش ز چاک سینه من
خبر زدود دل و آه جانگداز مپرس
هوش مصنوعی: به تماشای شعلههای آتش، از دل شکسته من خبری به تو میگوید. دیگر از دل پریشان و آههای جانسوز من نپرس.
حدیث بلبل بیدل که چون جگر خونست
ز لاله پرس چو پرسی ز سرو ناز مپرس
هوش مصنوعی: بلبل غمگین و پرآشوبی که دلش از درد شکسته است، به خاطر غصهاش، از گل لاله بپرس. اما وقتی از درخت سرو زیبا سوال میکنی، دیگر از او خبر نبر.
بیار باده مپرس از تطاول زلفش
شب است کوته ازین قصه دراز مپرس
هوش مصنوعی: بیا شراب بیاور و از بلندی موهایش نپرس، شب است و این داستان خیلی طولانی است، پس از آن نپرس.
هزار نکته سربسته زان دهان داریم
ولی حکایت پنهان ز اهل راز مپرس
هوش مصنوعی: ما از آن شخص نکات زیادی در دل داریم، اما داستانهای نهفته و اسرار را از اهل راز نپرسید.
دلم سجود بتان گر کند مجازی نیست
تو در حقیقت دل بین و از مجاز مپرس
هوش مصنوعی: اگر دل من در برابر بتان سجده کند، این سجده به خاطر شخصیت و زیبایی آنهاست و نه به معنای واقعی. تو باید دل من را درک کنی و به دنبال توضیحات غیرواقعی نباشی.
اگر حدیث تو پرسد چه عیب اهلی را
کسی نگفت بمحمود کز ایاز مپرس
هوش مصنوعی: اگر کسی از عیوب من بپرسد، بگو که هیچ عیبی نیست چون من را با محمود مقایسه نکن، بلکه ایاز را به یاد داشته باش.