برگردان به زبان ساده
هرگز گلی نچید دل من ز باغ کس
روشن نگشت خانه من از چراغ کس
هوش مصنوعی: دل من هرگز از باغ کسی گلی نچیده است و خانهام از روشنایی هیچ چراغی بهرهمند نشده است.
بر مژده وصال دگر دل نمی نهم
بازی نمیخورم دگر از لهو و لاغ کس
هوش مصنوعی: من دیگر امیدی به رسیدن به وصال ندارم و دیگر دلی به این بازیها نمیسپارم؛ از لذتهای بیهوده و بیفایده نیز دیگر به سراغ نمیروم.
در عشق اگرچه هیچ فراغت دلم نیافت
هرگز حسد نبرد به عیش و فراغ کس
هوش مصنوعی: در عشق، هرگز نتوانستم آرامش و آسودگی را احساس کنم، اما هیچ وقت به خوشی و راحتی دیگران حسادت نکردم.
دایم اگر چه سوخته عشق بوده ام
هرگز چنین نسوخت دل من ز داغ کس
هوش مصنوعی: هرچند که همیشه به خاطر عشق دلم آتش گرفته بود، اما هیچگاه به اندازهی داغی که از کسی در دل داشتم، سوخته نشدم.
تا رشته ی زجان و رگی باقی از تن است
سودای زلف او نرود از دماغ کس
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی و وجود انسان برقرار است، هیچ کس نمیتواند خیال و آرزوی زیباییهای او را از ذهن خود بیرون کند.
اهلی وفا ز مردم عالم طمع مدار
کاین جرعه کرم نبود در ایاغ کس
هوش مصنوعی: به وفای انسانی از مردم دنیا امیدی نداشته باش، زیرا این نوع لطف و بزرگواری را در دنیا از کسی نخواهی یافت.