برگردان به زبان ساده
جان رفت و دل ز عشق پریشان بود هنوز
مست تو کی ز رفته پشیمان بود هنوز
هوش مصنوعی: جان من رفته است و دل همچنان از عشق بیقرار است. آیا تو هنوز هم از آنچه گذشته است پشیمان نیستی؟
بگسست دست عمر ز دامان زندگی
بامن غم تو دست گریبان بود هنوز
هوش مصنوعی: زمان عمر به پایان رسید و من از زندگی جدا شدم، اما غم تو همچنان در دل من باقی مانده است و مرا رها نمیکند.
دارم دلی که در دهن شیر اگر فتد
مشغول عشق طرفه غزالان بود هنوز
هوش مصنوعی: من دلی دارم که حتی اگر در دندان شیر بیفتد، باز هم مشغول عشق و زیبایی غزالها خواهد بود.
آتش ز سوز سینه ما در جهان فتاد
ما دم نمی زنیم که پنهان بود هنوز
هوش مصنوعی: آتش ناشی از درد و سوز دل ما به جهان کشیده شده است، اما ما چیزی نمیگوییم چون هنوز در خفا و پنهان ماندهایم.
هرکس که بود کار خود از بخت راست کرد
بنیاد کار ماست که ویران بود هنوز
هوش مصنوعی: هر کسی که باشد، کار خودش را به کمک شانس درست کرده، اما بنیادی که برای ما ایجاد شده، هنوز خراب و ویران است.
بیمار عشق دیده فرو بست از حیات
چشم امید درپی درمان بود هنوز
هوش مصنوعی: عاشق بیمار، به خاطر عشقش زندگی را ترک کرده و چشمانش را بسته است، اما هنوز امید به بهبودی و درمان در دلش وجود دارد.
فرهاد مرد و صورت شیرین ز سنگ رفت
اهلی چه صورت است که حیران بود هنوز
هوش مصنوعی: فرهاد جان خود را فدای عشق شیرین کرد و در این راه جان باخت. در اینجا به زیبایی صورت شیرین اشاره شده که حتی پس از این واقعه، همچنان روحی شگفتانگیز و افسونکننده دارد و حیرتانگیز باقی مانده است.