برگردان به زبان ساده
گرچه زارم سوختی من عاشق زارم هنوز
روشن است از دود آهم کاتشی دارم هنوز
هوش مصنوعی: با اینکه در حال حاضر در حالی غم انگیز و سوخته هستم، هنوز هم عاشق و دلباختهام. از دودی که از آههایم برمیخیزد، میتوان فهمید که شعلهای در درونم هنوز وجود دارد.
گرچه نقد دین و دل همچون زلیخا باختم
یوسف ار سودای من دارد خریدارم هنوز
هوش مصنوعی: هرچند من مانند زلیخا به خاطر احساسات و اعتقادات خود دچار آسیب شدم، اما اگر کسی به دنبال عشق واقعی من باشد، هنوز آماده پذیرش آن هستم.
بسته فتراک عشقم کی بمردن وارهم
با وجود آنکه جان دادم گرفتارم هنوز
هوش مصنوعی: عشق من به قدری قوی و زنده است که حتی با وجودی که جانم را فدای آن کردهام، هنوز هم در بند و اسیر آن هستم.
در گلستان صد هزاران گل شکفت و باد برد
من ز جور باغبان آزرده و خوارم هنوز
هوش مصنوعی: در باغ گلستان هزاران گل شکفتهاند، اما باد، من را که از ظلم باغبان آزردهام، هنوز به جایی نمیبرد و دلم را آرام نمیکند.
یوسف از زندان برآمد یونس از ماهی برست
صبر ایوبی سرآمد من دل افکارم هنوز
هوش مصنوعی: یوسف از زندان آزاد شد، یونس از درون ماهی بیرون آمد و صبر ایوب به پایان رسید، اما من هنوز در افکار و نگرانیهایم گرفتارم.
در خرابات مغان اهلی ندارد هیچ کم
گرچه پیرم بامی و معشوق در کارم هنوز
هوش مصنوعی: در میخانه (خرابات) هیچکس در اینجا دور و بر من نیست، با این که من پیر شدهام و معشوقم همچنان در زندگیام تأثیرگذار است.