برگردان به زبان ساده
ای برق محبت که ره من زدهای باز
آتش به من سوخته خرمن زدهای باز
هوش مصنوعی: ای عشق پرقدرتی که در مسیرم آمدهای، دوباره دلم را مانند قبل آتش زدهای و تمام امیدهایم را به خاکستر تبدیل کردهای.
زینگونه که بردی به در از خانه خویشم
بر من رقم گوشه گلخن زدهای باز
هوش مصنوعی: به این صورت که تو با رفتنت از خانهام، بر من اثر و نشانهای گذاشتهای که مانند یک نقش در گوشه اتاق باقی مانده است.
ای جان من خانه خراب از چه جهت دست
در دامن آن خانهبرافکن زدهای باز
هوش مصنوعی: ای جان من، چرا دوباره به آن کسی که زندگیام را خراب کرده، پناه بردهای؟
خواهی مگر ای اشک دگر خون مرا ریخت
ورنه چه مرا دست به دامن زدهای باز
هوش مصنوعی: اگر میخواهی ای اشک، دوباره خون من را بریزی، پس چرا دوباره به دامن من چنگ زدهای؟
از طعن تو اهلی دل ما ریش از آن است
کآزرده خاریم و تو سوزن زدهای باز
هوش مصنوعی: از انتقادات و زخمزبانهای تو دل ما بسیار آزرده شده، بهطوری که حالا مثل خار زخمی شدهایم و تو همچنان با سوزن به ما میزنی.