برگردان به زبان ساده
هجران گذشت و نوبت دیدن رسید باز
نور دو دیده کوری دشمن رسید باز
هوش مصنوعی: فراق و دوری تمام شد و حالا زمان دیدار فرا رسیده است. دوباره نور دو دیده دشمن به ما نزدیک شده است.
شکر خدا که طایر دولت شکار شد
شهباز عاشقان به نشیمن رسید باز
هوش مصنوعی: خوشا به حال ما که پرندهی خوشبختی پیدا شد و آن عقاب عاشقان به خانهاش بازگشت.
چشم تو روشن ای دل مهجور کز سفر
آن توتیای دیده روشن رسید باز
هوش مصنوعی: چشم تو روشن، ای دل تنها و دور از محبوب، که از سفر برگشتی و این نورانی که در چشمانت دیده میشود، به تو عودت کرده است.
چشمم هنوز شمع جمالش ندیده سیر
اشک نشاط بین که بدامن رسید باز
هوش مصنوعی: چشمم هنوز نتوانسته از زیباییاش سیر شود، اشک شوقی که از سر خوشحالی میریزد، دوباره به دامنش رسید.
سیری ندارد از خط و خالش دلم دگر
مور حریص بین که بخرمن رسید باز
هوش مصنوعی: دل من هیچگاه از خط و خال او سیر نمیشود. مانند موری که به خوشهای از خرمن رسیده، همیشه به دنبال او هستم.
اهلی بر آن نبود که گوید حدیث شوق
اما چه چاره قصه بگفتن رسید باز
هوش مصنوعی: اهلی نمیتوانست دربارهی عشق و شوق صحبت کند، اما وقتی زمان بیان داستان فرا رسید، چارهای جز گفتن نداشت.