برگردان به زبان ساده
مهی که چشم امیدم بسوی اوست هنوز
چراغ خلوت دل شمع روی اوست هنوز
هوش مصنوعی: ماه که نگاه من به سوی اوست، هنوز نور و روشنی دل من مثل شمعی است که به خاطر چهره او روشن مانده است.
اگرچه در طلبش سوخت جان و شد برباد
غبار سوخته در جستجوی اوست هنوز
هوش مصنوعی: با اینکه برای یافتن او جان خود را از دست داد و در آتش عشق سوخت، هنوز هم در پی اوست و آثار سوختگیاش را به یاد دارد.
بدان پری برسان ای نسیم بهر خدا
که دل در آتش حسرت ببوی اوست هنوز
هوش مصنوعی: ای نسیم، به آن پری برسان که دل هنوز در حسرت بوی او در آتش میسوزد.
نماند لیلی و جان شکسته مجنون
اسیر حلقه زنجیر موی اوست هنوز
هوش مصنوعی: محبوب لیلی و مجنون که دلش شکسته است هنوز در بند زنجیر موی او گرفتار است و آزادی نیافته است.
چو شمع اگر همه عمرم در آرزو سوزد
هوای زندگی ام آرزوی اوست هنوز
هوش مصنوعی: اگرچه مانند شمع در تمام عمرم در آرزوها بسوزم، اما آرزوی من همچنان وجود اوست. زندگیام را تنها با یاد او میگذرانم.
اگرچه یار نبخشد امید کس هرگز
امیدواری اهلی بسوی اوست هنوز
هوش مصنوعی: هرچند که دوست نمیتواند امیدی به کسی بدهد، اما هنوز امید به او در دل وجود دارد.