برگردان به زبان ساده
جان رفت و دل مقید صد غم بود هنوز
تن خاک گشت و دیده پر از نم بود هنوز
هوش مصنوعی: روح از بدن رفت و دل همچنان درگیر صد اندوه بود، بدن به خاک تبدیل شد و چشمان هنوز پر از اشک بود.
هرگز نرفت از دل ما خارخار وصل
داغ بهشت بر دل آدم بود هنوز
هوش مصنوعی: عشق و اشتیاقی که در دل ما وجود دارد هیچگاه از بین نمیرود، زیرا این حس نشانهای از بهشت است که هنوز در دل آدمی باقی مانده است.
صد شاخ گل دمید و ورق کرد زرد و ریخت
نخل قد تو فتنه عالم بود هنوز
هوش مصنوعی: صد گل شکفته و برگها زرد شدند، اما قد تو همچنان نخل بلندی است که دنیا در فتنه و آشفتگی است.
من خاک راه گر شدم ای نوبهار حسن
گلزار جان ببوی تو خرم بود هنوز
هوش مصنوعی: اگر روزی من به خاک راه تبدیل شوم، ای بهار زیبایی، بوی تو هنوز جانم را سرشار از شادی خواهد کرد.
صد بیستون چو صورت شیرین بباد رفت
بنیاد عشق ماست که محکم بود هنوز
هوش مصنوعی: بسیاری از زیباییها و لذتها همچون یک باده بینصیب شدهاند، اما عشق ما همچنان قوی و پایدار باقی مانده است.
آیین نیکویی سبب نام نیک شد
جم رفت و وصف آینه جم بود هنوز
هوش مصنوعی: روشها و اصول خوب زندگی، باعث شده تا نام "جم" (که اشاره به شخصیت شاهنشاهی دارد) در تاریخ به نیکی باقی بماند. هرچند که او خود رفته است، اما خاطره و توصیفهای مربوط به او هنوز در یادها باقی مانده است.
اهلی بهر قدم که بود در ره بتان
گر صد هزار سجده کند کم بود هنوز
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر عشق و زیبایی قدم برمیدارد، حتی اگر هزاران بار هم به خاک بیفتد و سجده کند، باز هم به اندازه کافی نیست و جایگاه او شایستهتر از این سجدههاست.