برگردان به زبان ساده
در دل آمد یار و گشت از دیده غمدیده دور
بیش از آن نزدیک شد در دل که گشت از دیده دور
هوش مصنوعی: یار به دل آمد و از چشمهای گریان و غمگین دور شد. بیشتر از آنچه که در دل نزدیک شد، از نظر دور گردید.
من به بویی زنده ام جانی ندارم دور ازو
مدتی دیرست کز من جان من گردیده دور
هوش مصنوعی: من به بویی زندهام، ولی جانم از من دور شده است. مدتی طولانی است که دور از او هستم و این باعث شده که روح من از من جدا شود.
گر کشد آن مه مرا دستش مگیر ای همنفس
مردنم بهتر که یار از من شود رنجیده دور
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق زیبای من مرا به خود جلب کند، تو دست او را نگیر. ای همنفس! بهتر است که یار از من ناراحت شود و دور باشد تا اینکه من دچار دردسر شوم.
مستم و شوریده و سرگرم آغوش توام
ای پری گر عاقلی باش از من شوریده دور
هوش مصنوعی: من به شدت تحت تأثیر تو هستم و در درون خودم غرق در عشق تو هستم. ای زیبای من، اگر عقل و عقلانیت را در نظر میگیری، بهتر است از من دیوانه دوری کنی.
ای نصیحتگو میا نزدیک کز سودای عشق
اهلی شوریده خود را از دو عالم دیده دور
هوش مصنوعی: ای نصیحتکننده، نزد من نیا، زیرا عشق مرا به حدی شوریده کرده که از کل جهان چشمپوشی کردهام.