برگردان به زبان ساده
معلم، آن گل نو را به خار و خس مگذار
چو با منش نگذاری به هیچکس مگذار
هوش مصنوعی: ای معلم، این گل ناز و لطیف را به ناامیدی و سختیها نسپار. اگر تو با آن مهربانی نکنی، اجازه نده که دیگران هم به آن آسیب برسانند.
رخی که از دم گرمم چو شمع روشن گشت
به آه سرد رقیبان بوالهوس مگذار
هوش مصنوعی: چهرهای که با گرمای محبت من تابناک شده، نباید به خاطر نفسهای سرد و حسود دیگران خاموش شود.
نسیم گلشن او عطر هر دماغ مکن
مرا چو بلبل محروم در قفس مگذار
هوش مصنوعی: نسیم دلانگیز باغ او را هرگز از من دریغ مدار، زیرا مانند بلبل بینوا در قفس هستم و نگذار در این محدودیت بمانم.
ز نخل قامت او دست غیر کوته دار
چه جای او که مرا نیز دسترس مگذار
هوش مصنوعی: قد و قامت او همچون نخل است و چنان بلند که هیچ کس نمیتواند به او دسترسی پیدا کند. این یعنی او در مقام و منزلت آنقدر بالا است که برای من نیز فرصتی برای نزدیک شدن باقی نمیگذارد.
چو قطع آرزوی خویش میکنی اهلی
به آرزوی دلش دست همنفس مگذار
هوش مصنوعی: وقتی آرزوهای خود را از دست میدهی، به کسی که آرزوی دلش را دارد، اجازه نده تا همنشین تو شود یا به تو نزدیک شود.