برگردان به زبان ساده
پیش خورشید رخش کی ماه گردد جلوه گر
چشم کج بین آفتابی را دو می بیند مگر
هوش مصنوعی: در برابر نور خورشید، ماه چگونه میتواند خود را نشان دهد؟ تنها چشمی که ناتوان باشد، میتواند در این نور دو ماه ببیند.
گرچه میدانم نیایی سوی من شب تا به روز
چشم بر راه تو دارم گوش بر آواز در
هوش مصنوعی: با اینکه میدانم که به سوی من نخواهی آمد، اما از شب تا صبح با چشمانم منتظر تو هستم و گوشم به صداهای تو attentive است.
هرگزم جامی ندادی تا زچشمم خون نریخت
جرعه یی می میدهی آنهم بصد خون جگر
هوش مصنوعی: هرگز به من جامی ندادهای که از چشمانم اشک بریزد. تنها یک جرعه میکنی و آن هم به قیمت صد دلخونی که دارم.
کی گذارم ناوکت کز رشته جان بگذرد
کاینچنین مرغی بدام من نمیافتد دگر
هوش مصنوعی: چطور میتوانم اجازه دهم که تو از زندگیام دور شوی، در حالی که اینگونه پرندهای دیگر به دام من گرفتار نخواهد شد.
خون اهلی گر سگت ریزد شرف دارد بر او
ور نپوشد خون خود از دیگران خاکش بسر
هوش مصنوعی: اگر خون یک سگ اهلی بر زمین بریزد، از آن خون ارزشمندتر است و به او احترام بیشتری دارد، ولی اگر کسی خون خود را از دیگران پنهان کند، آن شخص هیچ ارزش و احترامی ندارد.