برگردان به زبان ساده
شهسوارا، ز من سوخته خرمن مگذر
تا سرم خاک نسازی ز سر من مگذر
هوش مصنوعی: ای سوار بزرگ، از کنج دل سوختهام عبور نکن. مبادا که با گذشتنت بر سرم خاک بریزی و مرا به فراموشی بسپاری.
خون کس دامن پاک تو نگیرد هرگز
از سر کشته خود برزده دامن مگذر
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به دامن پاک تو آسیب برساند، پس از کسانی که به خون دیگران آغشته شدهاند، دوری کن و به آنها نزدیک نشو.
در دل تیره اگر میگذری دوری نیست
نور چشم منی از دیده روشن مگذر
هوش مصنوعی: اگر در دل تاریکی حرکت میکنی، نگران نباش؛ برای من تو مانند نوری هستی که از چشمانم نمیگذری.
سر من گفت عدو لایق فتراک تو نیست
از سر دوست ببدگویی دشمن مگذر
هوش مصنوعی: دشمن نمیتواند به تو آسیب بزند، زیرا تو در دوستی و صداقت قوی هستی. بنابراین، هرگز به بدگویی از دوستان خود نپرداز.
آتشی می فکند روی تو در خرمن گل
ای گل تازه عرق کرده به گلشن مگذر
هوش مصنوعی: آتشی که بر روی تو میریزد، شبیه آتشی است که در میان خوشههای گل میدرخشد. ای گلی که تازه رطوبت را به خود گرفتهای، در این باغ گذر نکن.
تاب دود دلت از سینه اهلی نبود
تو گل گلشن جانی سوی گلخن مگذر
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که غم و اندوهی که به دلت چنگ انداخته، از نوعی طبع آرام و هماهنگ نیست. بنابراین، از آنجا که هوا مملو از عشق و زیبایی است، بهتر است به سمت محلی که آرامش بیشتری دارد بروی و از محیط دلگیر دوری کنی.