برگردان به زبان ساده
هرکه را از چشم تر اشکی به دامن میچکد
قطره خونی است گویی کز دل من میچکد
هوش مصنوعی: هرکسی که از چشمانش اشکی به دامن میریزد، گویی آن قطره خون است که از دل من سرازیر میشود.
تا به سوزن دوستی میدوزم یک چاک دل
صدهزاران قطره خون از چشم سوزن میچکد
هوش مصنوعی: به خاطر دوستی، دل را به سختی میسوزانم و در این حال، از شدت احساس حزن و اندوه، اشکهای بیشماری از چشمانم بر زمین میچکد.
برق آه من سبب باشد گر از ابر بهار
قطره آبی گهی بر سرو و سوسن میچکد
هوش مصنوعی: آه من مانند برقی است که اگر ببارد، قطرهای از باران بهاری میافتد و گهگاه بر گلها و گیاهان میچکد.
غرقه در خون خودم شبها ز بس کز دود دل
بر سرم باران خون از بام و روزن میچکد
هوش مصنوعی: شبها به شدت در غم و اندوه خود غرق هستم، بهطوری که از درد دلام، باران خون بر سرم میریزد و این باران از سقف و پنجره میچکد.
گل نه از باد هوا روید از آن خونابهایست
کز دل مرغ سحر بر خاک گلشن میچکد
هوش مصنوعی: گل به خاطر جریانی از احساسات و عشق که از دل پرندگانی مانند مرغ سحر بر زمین میریزد، میروید. به عبارت دیگر، زیبایی و زندگی گلها نتیجهی عواطف و احساساتی عمیق است.
گرچه میگوید به قصد کشتم لعل تو تلخ
آب حیوان از لبت زان تلخ گفتن میچکد
هوش مصنوعی: هرچند او میگوید که با نیت تصرف و کشتن تو این حرفها را میزند، اما از تلخی که در سخنانش وجود دارد، مانند مایعی تلخ از لبانش میچکد.
گر به چشم خونفشان دم میزنی اهلی ز عشق
شربت خون نیز از چشم برهمن میچکد
هوش مصنوعی: اگر از شدت غم و عشق اشک میریزی، بدان که حتی خداوند هم از عشق مینوشد و اشکهای او نیز بر زمین میریزد.