برگردان به زبان ساده
آن نوجوان ز جور پشیمان نمیشود
وین پیر بت پرست مسلمان نمیشود
هوش مصنوعی: آن جوان از ظلم و سختی که دیده، پشیمان نمیشود و این پیر که به بتها اعتقاد دارد، به دین اسلام نمیگراید.
کارم ز دست عشق بمردن کشید دل
از کار خود هنوز پشیمان نمیشود
هوش مصنوعی: عشق سبب شده که کارم به مرگ نزدیک شود، اما با وجود این، دل من هنوز از آنچه که انجام داده پشیمان نیست.
یکشب نمیشود که زغم دست یاربم
با جیب صبح دست و گریبان نمیشود
هوش مصنوعی: یک شب نمیگذرد که از غم به یاری خدا نمیرسیم و تا صبح در کناری نمیتوانم آرام بگیرم.
حیران آن جمال نه تنها منم که عقل
حیران آن کسی است که حیران نمیشود
هوش مصنوعی: من تنها کسی نیستم که در مقابل آن زیبایی حیرتزدهام، بلکه عقل آن کسی که هیچگاه حیران نمیشود، خود در حیرت است.
ای گریه میل در نظرم کش باشک گرم
کز دست دیده کار من آسان نمیشود
هوش مصنوعی: ای گریهی جانسوزی که در نظرم هست، خواهش میکنم کمی آرام بگیر، چون از شدت ناراحتی و اشکریختن، کار من آسان نمیشود.
گفتی که گنج عشق نهان دار و عیش کن
گنجی است عشق یار کهه پنهان نمیشود
هوش مصنوعی: گفتی که عشق را در دل پنهان کن و از زندگی لذت ببر، اما این عشق یار تو گنجی است که هرگز نمیتوان آن را مخفی کرد.
آن آتشی که در دل اهلی ز لعل اوست
تسکین بآب چشمه حیوان نمیشود
هوش مصنوعی: آتش اشتیاق و عشق به او در دل شخص به قدری سوزان و شدید است که هیچ آبی، حتی آب چشمه حیات، نمیتواند آن را فرو نشاند یا تسکین دهد.