برگردان به زبان ساده
کس زنده کی از هجر تو ای عهد گسل ماند
ور ماندهم از زندگی خویش خجل ماند
هوش مصنوعی: هیچ کس از جدایی تو زنده نمیماند، ای کسی که عهد را میشکنی. و اگر کسی هم زنده بماند، از زندگی خود شرمنده خواهد بود.
نقش من ازین خانه گل سیل فناشست
در خانه دل نقش تو ای شمع چگل ماند
هوش مصنوعی: نقش من در این جهان مانند گلی است که به سرعت از بین میرود، اما نقش تو که همچون شمعی در قلبم روشن است، همیشه باقی میماند.
با قد چو شاخ گل تو سرو به دعوی
برخاست چو دید آن گل رخ پای بگل ماند
هوش مصنوعی: با قامت زیبایت که مانند شاخه گل است، سرو نیز برای ادعا کردن خود به پا خواست. اما وقتی سرو زیبایی چهره آن گل را دید، به احترام او در جا ماند و نتوانست قدمی بردارد.
داغ دل من لاله صفت زان گل رخ بود
گل رفت مرا از نظر آن داغ بدل ماند
هوش مصنوعی: دل من همچون لالهای مجروح است، زیرا زیبایی او مانند گل رخ مینمایاند. اما آن گل از نظرم دور شده و حالا فقط زخم دلم به یادگار مانده است.
زخم جگرم اهلی از ایام نشد به
زخم دگرم در دل از آن عهد گسل ماند
هوش مصنوعی: زخم عمیق من از گذشته بهبود نیافت و زخم دیگری در دلم باقی مانده است که یادآور آن ایام است.