برگردان به زبان ساده
یاران همه مست و خبر از خویش ندارند
پروای خمار من درویش ندارند
هوش مصنوعی: دوستان همه در حال خوشی و غرق در خود هستند و هیچ توجهی به حال و وضعیت من که در فقر و تنگدستی هستم ندارند.
جان کندن فرهاد چه دانند که چون است
آنها که چو من کوه غمی پیش ندارند
هوش مصنوعی: فرهاد با تمام سختیهایش جان میکند، اما چه کسی میداند حال کسانی که مانند من از کوه غم و اندوه بیبهرهاند چگونه است؟
درد دل خود با که بگوییم که یاران
با ما بجز از سرزنشی بیش ندارند
هوش مصنوعی: با که حرف دل خود را بزنیم وقتی که دوستان ما جز سرزنش و عتاب چیزی برای گفتن ندارند؟
یوسف نکند یاد ز یعقوب که خوبان
بیگانه نهادند و غم خویش ندارند
هوش مصنوعی: یوسف نمیتواند یاد یعقوبش را فراموش کند، زیرا افرادی که خوب و زیبا هستند، فرانی هستند و دلشان به غمهای خود مشغول نیست.
حق نمک خنده شیرین نشناسند
کافر نمکانی که دل ریش ندارند
هوش مصنوعی: افرادی که دلشان از محبت و احساس تهی است و نمیتوانند شادی و خوشی را درک کنند، نمیتوانند ارزش لذت و شیرینی زندگی را بفهمند.
با نوش لبان خرمگسانند رقیبان
اهلی مطلب نوش که جز نیش ندارند
هوش مصنوعی: رقیبان به دلایل مختلف در تلاشند تا به موفقیت و خوشبختی دست یابند، اما برخی از آنها از حقیقت و زیبایی خالی هستند و تنها با نیش و گزند خود میخواهند به دیگران آسیب بزنند. در واقع، این گفته نشان میدهد که آنها فقط میتوانند درد و رنج ایجاد کنند و چیزی جز زهر و گزند برای دیگران ندارند.