برگردان به زبان ساده
دی که آن کان نمک خنده بر این مجنون کرد
من چه گویم که چه با این جگر پرخون کرد
هوش مصنوعی: روزگاری بود که آن شخص با لبخندش قلب مجنون را شاد کرد و حالا نمیدانم باید چه بگویم که این احساسات تلخ و این درد عمیق را در دل من ایجاد کرد.
غرق خون گشته ام از دیدن آن مردم چشم
چکنم چشم خودم غرقه درین جیحون کرد
هوش مصنوعی: از دیدن آن مردم دلم به شدت جریحهدار شده و در نهایت، خودم را در این دریا غرق میبینم.
تا صبا یک گره از سنبل زلفش بگشاد
هر بمویی گرهی از دل ما بیرون کرد
هوش مصنوعی: وقتی که نسیم صبا یک گره از گلهای زلف او باز کرد، هر مویی که باز شد، گرهای از دل ما را نیز باز کرد.
عاشقان مست غم از آن می گلگون گشتند
هرچه با خسته دلان کرد لب میگون کرد
هوش مصنوعی: عاشقان شیدا و سرمست از درد و غم، به خاطر زیبایی خاصی که در می گلگون وجود داشت، متاثر شدند. هر چه که با دلبرهای خسته و غمگین انجام دادند، با لحن نرم و دلنشین لبهای میگون خودشان انجام دادند.
بخت آواره مرا در طلب گوهر وصل
در بیابان فنا همسفر مجنون کرد
هوش مصنوعی: سرنوشت من را در جستجوی جواهر عشق به راهی نامعلوم و در دنیای نابودی کشاند و مرا همسفر مجنون ساخت.
گنجها زیر زمین دارم ازین سیم سرشک
کیمیای نظر دوست مرا قارون کرد
هوش مصنوعی: من در دل خود گنجینههایی از عشق و زیبایی دارم که به لطف نگاه محبوبم، در زندگیام به ثروت و کامیابی رسیدهام.
اهلی از سروقدان سبزه صفت خرم بود
آخرش سوخته برق ستم گردون کرد
هوش مصنوعی: اهلی از افراد خوش قد و قامت و باصفا بود، اما در نهایت در اثر سختیها و ظلمهای زندگی دچار آسیب و نابودی شد.