برگردان به زبان ساده
سبز لیلی وش من آنکه مرا مجنون کرد
نمک او جگر ریش مرا پر خون کرد
هوش مصنوعی: عشق زنی با زیبایی سبز مانند لیلی، باعث شد که من دیوانه شوم و محبت او باعث شد که قلبم از درد و عشق پر از خون شود.
تا نشاط غم او در دل من جای گرفت
غم عالم همه از خاطر من بیرون کرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که شوق و خوشحالی ناشی از غم او در دل من نشسته بود، تمام غمها و ناراحتیهای دنیا از یادم رفته بود.
چشم و ابروی خوشش گرچه دلم سوخت مپرس
آنچه با جان من آن لعل لب میگون کرد
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و ابروان مشکیاش، هرچند که دلم را رنجاند، نپرس چه بر سر جانم آورد آن لبهای خوش رنگ و زیبا.
گنج عشق است دلم از غم آن دانه خال
این چه گنجیست که موری چو مرا قارون کرد
هوش مصنوعی: دل من پر از عشق است و از غم آن دانه خال، به این فکر میکنم که این عشق چه گنجی دارد که مانند قارون، مرا ثروتمند کرده است.
ای رقیب اینهمه نخوت چه فروشی که بتو
گوشه چشم علی رغم من محزون کرد
هوش مصنوعی: ای رقیب، اینقدر به خودت نناز، چون چشمی که به تو میاندازم، علیرغم اینکه دلم گرفته است، مرا تحت تاثیر قرار میدهد.
هرکخ دید آن صنم آراسته همچون بت چین
نامسلمان بود ارقبله مه گردون کرد
هوش مصنوعی: هر که آن معشوق زیبا را با همه آراستگیاش ببیند، مثل کسی که بتهای چینی را میپرستد، ناپاک و کافر به نظر میرسد. اما مانند ماه گردون، آن معشوق همهچیز را تحت تاثیر قرار میدهد.
کشتی می مده ای همنفس از دست که دوست
دیده اهلی دلسوخته را جیحون کرد
هوش مصنوعی: کشتی میمده را از دست نده، زیرا دوستی که عاشق و دلسوخته است، مانند جیحون (رودخانهای بزرگ) جاری میشود.