برگردان به زبان ساده
گرچه بر فرهاد شیرین جور بی اندازه کرد
یک سخن گفت از لب شیرین که جانش تازه کرد
هوش مصنوعی: هرچند شیرین به فرهاد ظلم بسیاری کرد، اما وقتی از لب شیرین یک کلام گفت، جان او تازه شد.
عقل اگرچه بر رخت دروازه چشمم ببست
فتنه در ملک دل آخر رخنه زین دروازه کرد
هوش مصنوعی: عقل اگرچه که بر چشمانم دروازهای بسته، اما فتنه و وسوسه در قلبم نفوذ کرده است.
تا تو پیدا گشتی ایمه نام شیرین گشت گم
گرچه حسن روی او عالم پر از آوازه کرد
هوش مصنوعی: وقتی تو ظاهر شدی، نام مبارکت شیرین و دلنشین شد، هرچند زیبایی ظاهریات باعث شد تا تمام عالم پر از سخن و آوازهات شود.
بسته خط تو دل زان شد که استاد ازل
رشته جان نسخه حسن ترا شیرازه کرد
هوش مصنوعی: دل برای زیباییهای تو به تپش درآمد، زیرا خالق ازلی جانها را به گونهای بافته است که زیباییهای تو را در آن گنجانده است.
کار عشقت ای پری اندازه اهلی نبود
لاجرم دیوانه شد چون کار بی اندازه کرد
هوش مصنوعی: عشق تو مانند یک پری است که کارش قابل اندازهگیری نیست و به همین خاطر، کسی که به آن میپردازد، دیوانه میشود چون کار بیش از حدی انجام میدهد.