برگردان به زبان ساده
مست رفتی و ز شوقت جگرم چاک بماند
دل بخون غرقه از آن روی عرقناک بماند
هوش مصنوعی: تو با حال مستی رفتی و عشق تو باعث شد که دلم به شدت جریحهدار شود و همچنان غمگین و مملو از درد بماند، در حالی که چهرهات با عرق آغشته است.
همه از مهر تو چون ذره بر افلاک شدند
دل بی طالع ما بود که در خاک بماند
هوش مصنوعی: همه به خاطر محبت تو مانند ذراتی هستند که به آسمان پرواز کردهاند، اما دل ناآگاه و بدشانس ما همچنان در زمین باقی مانده است.
روز مردن نشدی نخل سر تابوتم
در دلم حسرت آن قامت چالاک بماند
هوش مصنوعی: در روزی که از دنیا میروم، در دلم حسرت قامت و وجود زیبا و سرزندهام همچنان باقی میماند، مثل نخی که بر تابوت من است.
مردن از زهر جفایت بدلم تلخ نبود
تلخی آن بود که در حسرت تریاک بماند
هوش مصنوعی: مردن به خاطر زهر ناامیدیات برای دل من تلخ نبود؛ تلخی واقعی این بود که در حسرت تریاک باقی ماندم.
اهلی آن گل شد و ما را برقیبان بگذاشت
زان گلستان به حببان خس و خاشاک بماند
هوش مصنوعی: اهلی به آن گل بدل شد و ما را در میان رقیبان رها کرد، از آن باغ به کوی محبوبان فقط تیغ و خار بر جا ماند.