برگردان به زبان ساده
با فتنه چشم تو چه تدبیر توان کرد
خوابم نه چنان است که تعبیر توان کرد
هوش مصنوعی: چشم تو آنقدر فریباست که حتی با وجود تلاش برای پیدا کردن راه حل، نمیتوانم بر خواب و خیالهای خود غلبه کنم. خواب من به گونهای نیست که بخواهم برایش تعبیر یا تفسیر خاصی داشته باشم.
باز آی و نگهدار دلم را که ز هجرت
مجنون نه چنانشد که بزنجیر توان کرد
هوش مصنوعی: برگرد و دلم را نگهدار، چونکه از جدایی مجنون اینگونه بیتاب شده که حتی زنجیر هم نمیتواند او را نگهدارد.
ب مصحفرخسار تو ریحان خط سبز
آن سحر نپرداخت که تفسیر توان کرد
هوش مصنوعی: چهرهات مانند گلهای خوشبوست و سبزی آن صبح، نتوانست به درستی توضیح داده شود.
گر حکم بکشتن کنی ام چاره هلاک است
حکم تو نه آن است که تغییر توان کرد
هوش مصنوعی: اگر دستور به کشتن من بدهی، چارهای برای نجات ندارم؛ زیرا حکم تو قابل تغییر نیست.
این قصه محال است که افسانه و افسون
هرگز پری یی همچو تو تسخیر توان کرد
هوش مصنوعی: این داستان غیرممکن است که هیچ افسانه یا جادوگری بتواند موجودی مانند تو را تحت کنترل درآورد.
مارا بجز از تیر دعا هیچ بکف نیست
کی مرغ هوس صید بدین تیر توان کرد
هوش مصنوعی: ما هیچ وسیلهای جز دعا برای دستیابی به خواستههایمان نداریم، زیرا با این دعا میتوانیم به خواستههایمان برسیم.
اهلی ز فراق تو بجان باز نماند
آنروز کزین مرحله شبگیر توان کرد
هوش مصنوعی: در اوج دوری و جدایی از تو، دیگر هیچ توان و انرژی برای ادامه زندگی نداشتم؛ آن روزی که به این مرحله و حالت رسیدم، دیگر نمیتوانستم به شب برسیم.