برگردان به زبان ساده
مشاطه تو جلوه ناز ای پسر بود
طاووس را چه حاجت مشاطه گر بود
هوش مصنوعی: زیبایی تو مانند طاووس است و نیازی به آرایش و زیباییسازی ندارد. تو خود به تنهایی چنان جلوهای داری که هیچ کس نمیتواند آن را بهتر کند.
با سایه همرهی نکنم شب بکوی تو
صاحب نظر ز سایه خود بر حذر بود
هوش مصنوعی: من در شب به کوی تو نمیآیم و با سایهام همصحبت نمیشوم، زیرا صاحبنظر از سایه خودش باید مراقب باشد.
گر سیل خون ز دیده فشانیم دور نیست
ماراکه از تو آنهمه خون در جگر بود
هوش مصنوعی: اگر خون از چشمانمان بریزد، دور از انتظار نیست که تو نیز اینقدر در دل ما خون داشته باشی.
ذوقی است کشته کشتن عاشق ز بهر تو
ور جان دهد بپای تو ذوقی دگر بود
هوش مصنوعی: کشتن عاشق به خاطر تو لذتی خاص دارد و اگر جانش را پای تو بدهد، لذت دیگری نیز در این کار نهفته است.
از نخل آرزو رطبی گر نمیدهی
سنگی بزن که از تو مرا این ثمر بود
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی میوهای از آرزوهایم به من بدهی، حداقل با یک ضربه سنگی به من نشان بده که این آرزو به کجا رسیده است.
هرچند عاشقان گله از دلبران کنند
مارا شکایت از دل خود بیشتر بود
هوش مصنوعی: عاشقان ممکن است از معشوقان خود شکایت کنند، اما ما خودمان بیشتر از دل خودمان ناراحتیم.
گر شمع راه مرغ سحر شد چراغ گل
ما را چراغ راه زآه سحر بود
هوش مصنوعی: اگر شمع، راهنمای پرنده سحر باشد، چراغ گل ما فقط روشناییست که از آه و ناله سحر به ما میرسد.
اهلی چو بنده نگهی شد بیک نظر
او را بخر که قیمت او یک نظر بود
هوش مصنوعی: وقتی که یک بنده یا خدمتگزار به لطف و توجه خاصی از سوی کسی نایل میشود، باید او را گرامی داشت و ارزش او را دانست، چرا که آن نگاه و توجه، به تنهایی قیمت و ارزش او را بالا میبرد.