برگردان به زبان ساده
آمد آن عیسی نفس کز عشوه و نازم کشد
زنده ام سازد به مهر و از جفا بازم کشد
هوش مصنوعی: جانی تازه به من میبخشد و با محبتش مرا زنده میکند، در حالی که با عشوه و نازش مرا به سوی خود میکشاند و از سختیها و ناملایمات دورم میسازد.
روز وصل آمد ولی ترسم که در روز چنین
طالع ناسازگار و بخت ناسازم کشد
هوش مصنوعی: روز وصال فرارسیده، اما نگرانم که در چنین روزی، سرنوشت و بخت نامساعدی به سراغم بیاید و برایم مشکل ایجاد کند.
گو: بدارم بر کش و بر بستر هجرم مکش
کشتنی گر کشته ام باری سرافرازم کشد
هوش مصنوعی: بگو: اگر میخواهی مرا از زندگی بیاندازی و به خاطر دوریام بکشید، برای من مهم نیست، چون اگر بر اثر عشق و جدایی کشته شوم، این باعث افتخار من است.
مادر دهرم چه می پرورد عمری در کنار؟
کانچنین در خاک و خون آنترک طنازم کشد
هوش مصنوعی: مادر زمانه، چه چیزی را پرورش میدهی که سالها در کنارت بودهام؟ چون من با این وضعیت خاک و خون، طناز و شوخطبعی را از خود دور نمیکنم.
همچو اهلی دارم از راز غمش گنجی نهان
گر کشد عشق آخر از افشای اینرازم کشد
هوش مصنوعی: من همچون صاحب رازی در دل خود گنجینهای از غم عشق دارم، اگر عشق روزی این راز را فاش کند، به ناچار باید آن را افشا کنم.