برگردان به زبان ساده
تا تورا آرزوی همنفسی با من شد
هر کجا همنفسی بود بمن دشمن شد
هوش مصنوعی: وقتی آرزو کردم که همدمی داشته باشم که تو باشی، هر جا که کسی به من نزدیک شد، حس کردم او دشمن من است.
در علاج دل بیمار که چونشمع بسوخت
سعی بسیار نمودیم و دوا کشتن شد
هوش مصنوعی: به دنبال درمان دل دردمندی بودیم که مانند شمع در حال سوختن بود، تلاشهای زیادی انجام دادیم اما نتیجهای جز نابودی به همراه نداشت.
بسکه اندیشه خالت ز دل من سر زد
آخر این تخم بلا در دل من خرمن شد
هوش مصنوعی: خیلی به یاد تو فکر کردهام تا جایی که این فکرها به دغدغهای بزرگ در دلم تبدیل شده است.
خلق را دوش گمان شد که مرا خانه بسوخت
بسکه دود از جگر سوخته بر روزن شد
هوش مصنوعی: مردم فکر کردند که دیروز خانهام را آتش زدهاند، زیرا آنقدر از دلم دردی کشیدم که دودی از جان سوختهام به بیرون بلند شد.
نیکبختان همه در گلشن مقصود شدند
اهلی سوخته دل بود که در گلخن شد
هوش مصنوعی: خوشبختان همه در باغ آرزوها به کمال رسیدند، اما تنها کسی که دچار سوختگی و درد است، همانی است که در آتش گرفتار شده است.