برگردان به زبان ساده
چو بهر قتل غیر آن مه به تیغ آبگون خیزد
ز غیرت بر سراپای تنم رگهای خون خیزد
هوش مصنوعی: وقتی که آن معشوق زیبا با شمشیر آبگون خود برای کشتن دیگران به میدان میآید، از غیرت و محبت او در وجود من، رگهای خونم به جوش میآید.
دلم خرم نمی گردد و گر گردد چنان نبود
نخیزد سبزه زین وادی وگر خیزد زبون خیزد
هوش مصنوعی: دل من هرگز شاد نخواهد شد و اگر هم شاد شود، شادابیاش مانند سبزهها در این سرزمین نخواهد بود. حتی اگر سبزهای هم رشد کند، نازک و کممایه خواهد بود.
نباشد خوش فغان و گریه بی جایگه لیکن
چه درمان چون مرا اینها ز زخم اندرون خیزد
هوش مصنوعی: فریاد و گریه بدون دلیل خوشایند نیست، اما چه کنم که این دردهای درون باعث میشوند من به این حال بیفتم.
حذر کن ای رقیب من که گشتم زین پریرویان
سگ دیوانه یی کز ناله ام بوی جنون خیزد
هوش مصنوعی: ای رقیب من، مواظب باش که به خاطر زیباییهای این دختران، مثل سگی دیوانه شدهام و از نالهام بوی جنون به مشام میرسد.
چرا بیدرد خوانی با وجود گریه اهلی را
نمیگویی که گر دردی نباشد گریه چون خیزد
هوش مصنوعی: چرا تو درباره کسی که درد ندارد و فقط به خاطر عادت میگریاند، صحبت نمیکنی؟ اگر دردی وجود نداشته باشد، گریه از کجا نشأت میگیرد؟