برگردان به زبان ساده
سحر چو آه من می پرست میخیزد
بهر که میوزد از خواب مست میخیزد
هوش مصنوعی: صبحگاه که من آه میکشم، برمیخیزد؛ برای کسی که از خواب شیرین بیدار میشود، او نیز از خواب برمیخیزد.
کسیکه با تو چو یاری نشست و خاست کند
چه جای دل ز سر هر چه هست میخیزد
هوش مصنوعی: هر کس که با تو به دوستی و همنشینی بپردازد، دیگر جایی برای دلنگرانی و فکر کردن به چیزهای دیگر نخواهد داشت.
مگر بسوخت دل زار کز درون دودی
بلند میشود و ناله پست میخیزد
هوش مصنوعی: دل دردناک و سوختهام، به گونهای که از درون خود دودی بلند میشود و نالهای ضعیف و غمانگیز به گوش میرسد.
زهی فریب تو ای بت که گر مسلمانی
نشست با تو دمی می پرست میخیزد
هوش مصنوعی: ای بت زیبا، به راستی که اگر مسلمانی لحظهای با تو بنشیند، در حالتی از عشق و شیدایی به تو گرایش پیدا میکند و مانند پرستشی در برابر زیباییات به خود میلرزد.
مگر به تیغ تو اهلی ز غم رهد ورنه
کرا بغیر تو کاری ز دست میخیزد
هوش مصنوعی: آیا ممکن است با تیغ تو (که نماد جدایی و دوری است) غم و اندوه من کاهش یابد؟ اگر نه، پس کسی جز تو نمیتواند به من کمک کند و من بیکار و بیچارهام.