برگردان به زبان ساده
نیشکر قامت من آنکه دل من دارد
سبز تلخی است که شیرینی ازو می بارد
هوش مصنوعی: من مانند نیشکری هستم که بلندی و قوامم با دل کسی است که در عین تلخی، شیرینی خاصی دارد.
تا چه برمیدهد آخر غم آن سرو که دل
روزگاری است که این تخم بلا میکارد
هوش مصنوعی: تا کجا باید به خاطر غم آن معشوق بینظیر خود را ناراحت کنم، که در این شرایط سخت در دل من زخمهای زیادی ایجاد کرده است؟
شکرین لعل لبش را سپه خط چو گرفت
چون مگس عاشق مسکین پس سر میخارد
هوش مصنوعی: وقتی سپاه خط لبان شیرینش را اسیر خود کرد، من مانند مگس عاشق و درماندهای میشوم که به دنبال آن میدود و سرم را به آن میمالم.
آخر ای همنفسان کیست که از راه کرم
خاری از پای من سوخته بیرون آرد
هوش مصنوعی: به آخر ای دوستان، چه کسی میتواند با لطف و محبت، خاری که از پای من وارد شده را بیرون بکشد؟
بار دل چند کشی اهلی ازین سنگدلان؟
باری از جان تو این بار خدا بردارد
هوش مصنوعی: چقدر باید از درد و رنج انسانهای بیرحم و سختدل بکشی؟ امیدوارم که خداوند این بار سنگین را از دوش تو بردارد.