برگردان به زبان ساده
در کوی بتان جز بفقیری نتوان بود
با نوش لبان از سر سیری نتوان بود
هوش مصنوعی: در محلهی محبوبان، تنها فقر را میتوان تجربه کرد و هیچ کسی بدون تشنگی نمیتواند از نوش لبان آنان بهرهمند شود.
در بحر بلا غرقه توان بود به امید
لیکن تو اگر دست نگیری نتوان بود
هوش مصنوعی: در میان مشکلات و سختیها ممکن است انسان به امید نجات باشد، اما اگر تو دست یاری به او ندهی، نجات یافتن امکانپذیر نخواهد بود.
خورشید وشم دره خود خوان که ازین بیش
در چشم حریفان بحقیری نتوان بود
هوش مصنوعی: خورشید و ماه در دل خود بگویید که بیشتر از این در نظر حریفان نمیتوانند ارزش و جایی داشته باشند.
گیرم به عزیزی رسم از وصل چو یوسف
در هجر تو عمری به اسیری نتوان بود
هوش مصنوعی: با اینکه ممکن است به محبوبی برسم و مانند یوسف در وصل او شاد باشم، اما در غیبت و دوری تو تحمل مدت طولانی بیقراری و اسیری برایم امکانپذیر نیست.
اهلی سر خدمت مکش از بندگی عشق
در روز جوانی که به پیری نتوان بود
هوش مصنوعی: در جوانی به عشق خدمت کن و از آن دست نکش، زیرا زمانی که به پیری برسی، دیگر قادر نخواهی بود به عشق و خدمت خود ادامه دهی.