برگردان به زبان ساده
مرا دردی است کز درمان کس تسکین نخواهد شد
طبیبم تا نخواهد کشتن از بالین نخواهد شد
هوش مصنوعی: من دردی دارم که هیچ درمانی نمیتواند آن را تسکین دهد. پزشکم تا زمانی که نخواهد مرا از پا درآورد، به بالینم نخواهد آمد.
مرا بی باده چون ساغر کسی در خنده چون آرد
شراب تلخ اگر نبود لبم شیرین نخواهد شد
هوش مصنوعی: اگر مرا از باده محروم کنند، مثل کسی هستم که ساغر به دست ندارد. نمیتوانم به شادی بروم، زیرا شراب تلخ اگر نباشد، لبهای من هم شیرین نمیشوند.
اگر بخت اینچنین یاری دهد یار آنچنان باشد
کسی غیر از اجل یار من مسکین نخواهد شد
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت به این شکل کمک کند، معشوق هم همینقدر باوفا خواهد بود و کسی جز مرگ نخواهد توانست یار من بیچاره را از من بگیرد.
چنین بدخو که من دیدم که گردد شاد از او روزی
که روز دیگر از خوی بدش غمگین نخواهد شد
هوش مصنوعی: من انسانی را میشناسم که اگر روزی خوشحال باشد، فردا از ناراحتیهای درونی خود رنج نخواهد برد.
ز اشک و آه خود اهلی گرفتم ره کنی در سنگ
به اینها رخنهای در آن دل سنگین نخواهد شد
هوش مصنوعی: از غم و اندوه خود راهی برای آرامش پیدا کردم. به قلبی سرد و بیاحساس نخواهم رسید، چون که هیچ نشانهای از احساس در آن وجود ندارد.