برگردان به زبان ساده
باز از فریب وعده دلم را شکیب داد
صد بارش آزمودم و بازم فریب داد
هوش مصنوعی: دوباره از روی فریب و وعده، دلم را آرامش داد. بارها آزمایشش کردم، اما دوباره فریبم داد.
زیب جمال او نه که مشاطه داده است
خورشید را که زینت و آیین و زیب داد؟
هوش مصنوعی: زیبایی چهره او به قدری است که گویی خورشید را آرایش کردهاند. پس چه کسی به او این زیبایی و آراستگی را بخشیده است؟
در رشک آن سرم که بفتراک خویش بست
کو را هزار بوسه به ران و رکیب داد
هوش مصنوعی: در حسادت به آن سر که بر گردن خود زنجیری بسته، او را به هزار بوسه به ران و همراه خود هدیه داده است.
بخت از لبش دهد همه را بیحساب بخش
مارا که نیست وعده بروز حسیب داد
هوش مصنوعی: سرنوشت خوشبختی از لب او به همه بدون حساب و کتاب میرسد، در حالی که وعدهی روزی بهتر و با اعتبار برای ما وجود ندارد.
شادم بوصل و هجر که کشتی بخت هم
در موج عشق تن بفراز و نشیب داد
هوش مصنوعی: من از وصل و جدایی خوشحال هستم، زیرا سرنوشت در امواج عشق، وجودم را به اوج میرساند و در عین حال تنش را پایین میآورد.
من خود سگ که ام که بر آن کوی بگذرم
جایی که شیر را سگ کویش نهیب داد
هوش مصنوعی: من همان سگ هستم که از آن خیابان و محل عبور میکنم، جایی که حتی شیر هم از صدای نفسهای سگ آنجا میترسد و دچار وحشت میشود.
از خنده گر نداد شکیب دل آن پری
اهلی ز گریه داد دل آن ناشکیب داد
هوش مصنوعی: اگر آن پری زیبا به خاطر خندهاش دل شکیبا را نرساند، دل ناگزیر ناشکیب هم به خاطر گریهاش از دست رفت.