برگردان به زبان ساده
بر آستان حرم زاهدی که سر میزد
شبش به میکده دیدم دری دگر میزد
هوش مصنوعی: در برابر درگاه یک زاهد ایستاده بودم که شبها به میخانه میرفت. در آنجا دری دیگر را دیدم که به رویش باز میشد.
خوش آنکه در ره خود روی چون رزم میدید
ز نعل مرکب خود سکه یی بزر میزد
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در مسیر خود، مانند رزمندهای با شجاعت پیش میرود و از نعل اسبش سکهای بزرگ به جا میگذارد، نشان از پیروزی و موفقیت اوست.
شعاع شمع فلک پیش آتشین رویش
به صد هزار زبان بانک الحذر میزد
هوش مصنوعی: نور شمع آسمان در برابر چهره آتشین او به هزار زبان هشدار میداد.
خراب فتنه خال و خطش نه امروزم
که در دل ازل این تخم فتنه سر میزد
هوش مصنوعی: یعنی این نارضایتی و تحریک ناشی از زیبایی و نشانههای او، امروز نیست که دلم را مشغول کرده؛ بلکه از زمان آغاز آفرینش، این احساس در دل من وجود داشته است.
ز خار پای کشیدن از آن کشیدم دست
که زخم سوزنم از طعنه بیشتر میزد
هوش مصنوعی: برای اینکه از زخمهای سوزناک و دردآور خاری که در پایم بود در امان بمانم، دست خود را به عقب کشیدم، چون طعنههای دیگران برایم دردناکتر از آن زخم بود.
خوش آن طبیب که اهلی چو مرهمی میجست
هزار ناوکش از غمزه بر جگر میزد
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن پزشک که مانند مرهمی برای درمان دردها تلاش میکند، در حالی که هزار تیر از نگاه معشوق بر دلش فرود میآید.