برگردان به زبان ساده
خون شد جگر از خنده که آن رشک ملک زد
تا چند توان بر جگر ریش نمک زد
هوش مصنوعی: دل از خنده به شدت درد میکند، زیرا دشمنی که مانند ملک است، به ما حسادت میورزد. تا کی میتوانیم این زخم را تحمل کنیم که به دلمان نمک میپاشد؟
چند از دل آلوده صفا خرج توان کرد
آخر مس قلبم همه عالم به محک زد
هوش مصنوعی: مدتهاست که با دل ناپاک خود تلاش کردهام تا پاکی و صفا پیدا کنم، ولی در نهایت، به این نتیجه رسیدهام که درون من، همچنان زنگار و ناخالصی وجود دارد که تمام جهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
دود دل من دامنت ای ماه بگیراد
هر چند که از جور تو آتش بفلک زد
هوش مصنوعی: عاشقانهای را میگوید که دلش مانند دودی است که با زیبایی و سحر چهره معشوق در هم آمیخته، هرچند که ظلم و بدیهای او مانند آتش به آسمان میزند. این احساسات متضاد نشاندهنده عشق عمیق و رنجهایی است که عاشق تحمل میکند.
در عشق مجو وصل که از هجر بسوزی
هر کس که دوشش خواست درین نرد دو یک زد
هوش مصنوعی: در عشق، به دنبال به هم رسیدن نباش، زیرا از جدایی رنج میکشی. هر کسی که در این بازی دست به کار شود، باید آمادهٔ نتایج آن باشد.
اهلی سفر از خانقهت هست مبارک
چون پیر مغان نعره الله معک زد
هوش مصنوعی: سفر تو از جایی آغاز میشود که برای تو خوشیمن است، همانطور که پیر مغان با بانگی گفت که خداوند همراه توست.