برگردان به زبان ساده
از دیده رفت و از دل پر خون نمیرود
در دل چنان نشسته که بیرون نمیرود
هوش مصنوعی: او از چشمهایم دور شده، اما از دل نمیرود. در دل من چنان جای دارد که به سادگی نمیتوانم او را فراموش کنم.
پندم مده که گر همه عالم کنند سعی
سودای لیلی از دل مجنون نمیرود
هوش مصنوعی: به من نصیحت نکن که حتی اگر تمام جهان تلاش کنند تا مجنون را از عشق لیلی جدا کنند، این عشق از دل او بیرون نمیرود.
از آتش فراق دل عالمی بسوخت
دود دلی عجب که به گردون نمیرود
هوش مصنوعی: درد جدایی باعث شد که دلهای زیادی بسوزد و جالب اینجاست که این احساس و اندوه به آسمان نمیرسد.
از آب دیده مدعی ام منع میکند
من عیب خود کنم که چرا خون نمیرود
هوش مصنوعی: من از گریه و اشک خود نمیتوانم جلو بگیرم، اما در عوض به عیب و نقص خود فکر میکنم و میگویم چرا این درد و رنج از دلم کم نمیشود.
اهلی، خموش باش که از عشق آن پری
کار تو از فسانه و افسون نمیرود
هوش مصنوعی: ای اهلی، سکوت کن، زیرا عشق آن پری باعث میشود که کار تو از داستانها و جادوها جدا نشود.