برگردان به زبان ساده
کس چون تو نبودست و نخواهد پس ازین بود
در باغ جهان میوه مقصود همین بود
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو وجود نداشته و نخواهد داشت. در باغ دنیا، میوهای که به دنبالش بودیم همین است.
در کعبه و بتخانه در من نگشادند
مارا همه جا بخت بدخویش قرین بود
هوش مصنوعی: در کعبه و بتخانه درها را به رویم نبستند، اما همیشه شانس بد و بداقبالی همراه من بود.
دل گوشه تنگی است ولی وقف غم تست
تا بود غمت در دل ما گوشه نشین بود
هوش مصنوعی: دل به جای کوچکی هست، اما تمام آن وقف غم تو شده است. تا زمانی که غمت در دل ما وجود دارد، ما در آنجا محصور میمانیم.
لب بسته ام از شکر و شکایت که رخ تو
هم راحت جان آمد وهم آفت دین بود
هوش مصنوعی: من از صحبت کردن درباره شیرینی و نارضایتی خودداری میکنم، چون چهره تو هم مایه آرامش جانم است و هم میتواند به دین آسیب برساند.
از خاک بتان در سر کوی تو چه دیدیم
در هر قدمی بتکده یی زیر زمین بود
هوش مصنوعی: ما در مسیر عشق و دوستى تو، از تندبادهای زندگی چیزی جز سنگ و خیانت ندیدیم. در هر گام، مکانى تاریک و ناامیدکننده به چشم میخورد که به مانعها و دردهاى دل برمیخوردیم.
تا باد صبا نافه گشا گشت عیان شد
کز زلف تو خون در جگر نافه چنین بود
هوش مصنوعی: باد صبا که میوزد، راز دل را فاش میکند و مشخص میشود که زلف تو چقدر برای من درد و غم به همراه دارد؛ چرا که این ناله و عذابی که از دل به بیرون میآید، ناشی از زلف توست.
کر آهوی چشمت نظر از لطف به اهلی
با آنکه سگی همچو رقیبش بکمین بود
هوش مصنوعی: چشمان زیبای تو همچون آهوی ناز و دلربا است، و با وجود اینکه رقیبی مانند یک سگ در کمین است، نگاه تو از روی لطف به من میافتد.