برگردان به زبان ساده
زد جامه چاک و سینه صافی چو مه نمود
گویی شکافت ابر و مه چارده نمود
هوش مصنوعی: او لباس خود را پاره کرده و سینهاش را همچون ماه صاف و نورانی نشان میدهد، گویی ابرها شکافته شده و ماه چهاردهروزه نمایان شده است.
چشمش بیک نگاه مرا کشت و زنده کرد
آن مه قیامتی بمن از یک نگه نمود
هوش مصنوعی: چشمش با یک نگاه هم مرا از پا درآورد و هم زندگی دوبارهای به من بخشید. آن ماه، مانند قیامت، با یک چشمبرهم زدن این کار را انجام داد.
ساقی بیا که روی وی از ساغر صبوح
چون آفتاب از شفق صبحگه نمود
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و شراب بیاور، زیرا چهره زیبای او مانند نور خورشید در طلوع صبح بهروشنی میدرخشد.
اول براه کعبه قدم میزدم ز شوق
آخر مرا به بتکده آنشوخ ره نمود
هوش مصنوعی: در ابتدای کار، با شوق و اشتیاق به سوی کعبه میرفتم، اما در انتها، آن عشق و دغدغه مرا به سوی میکده و معشوقی هدایت کرد که هیچ وقت انتظارش را نداشتم.
بر روی او چو زلف پریشان حجاب شد
عالم بچشم اهلی بیدل سیه نمود
هوش مصنوعی: وقتی که او با زلفهای پریشان خود پردهای بر چهره انداخت، جهانی که در آن بودیم، به چشمهای بیدل و اندوهگین سیاه و تاریک به نظر آمد.