برگردان به زبان ساده
عجب که شمع شبی در سرای من سوزد
من آن نیم که کسی از برای من سوزد
هوش مصنوعی: عجب است که شمعی در شب در خانهام بسوزد، در حالی که من آن شخصی نیستم که کسی به خاطر من ناراحت یا دلسوز باشد.
مجال خواب چو شمعم بهیچ پهلو نیست
ز بسکه داغ تو سر تا بپای من سوزد
هوش مصنوعی: وقتی به خواب میروم، مانند شمعی هستم که به هیچ طرف نمیتوانم بروم. این حالت به خاطر شدت داغی توست که از سر تا پای من را میسوزاند.
چنین که آتش آهم زبانه زد ترسم
که آه من دگری را بجای من سوزد
هوش مصنوعی: زمانی که آتش آه من شعلهور میشود، نگرانم که این آه به جان دیگری بیفتد و او را به جای من بسوزاند.
اگر فرو نخورم ناله در جگر بیم است
که همدمان مرا ناله های من سوزد
هوش مصنوعی: اگر نتوانم ناله ای را در دل خود نگه دارم، می ترسم که همدردانم از ناله های من دچار درد و رنج شوند.
شرار سینه نه تنها بلای من اهلی است
که هرکه مینگرم در بلای من سوزد
هوش مصنوعی: آتش درون سینهام تنها مشکل من نیست، بلکه هر کسی که به من نگاه کند، از درد و رنج من میسوزد.