برگردان به زبان ساده
کلک قضا که صورت ابروی او کشید
مدی ز مشک بر سر آهوی او کشید
هوش مصنوعی: قضا و قدر سرنوشت، زیبایی ابروی او را هنگامی که به تصویر کشید، به مانند مدادی که از مشک بر سر آهو قرار میگیرد، زیبا و دلنشین ساخت.
مشکین غزال من ز بر من چه میرود
چون در کمند عشق مرا موی او کشید
هوش مصنوعی: غزال سیاه من از کنار من چه میگذرد، وقتی که موی او مرا در دام عشق گرفته است.
شیرین مگر بشربت کوثر کند خدای
این تلخیی که جان من از خوی او کشید
هوش مصنوعی: آیا ممکن است شیرینی به گونهای باشد که خداوند این تلخی را از من برطرف کند؟ این تلخی که روح من را تحت تأثیر قرار داده است.
مشنو که کلک صنع بدین نازکی دگر
سروی بشکل قامت دلجوی او کشید
هوش مصنوعی: نشنو که هنر آفریدن باریکتر از این است که مجسمهای به زیبایی قامت دلنشین او را بسازد.
روی گل ارچه باد بصد گونه سرخ ساخت
صد گونه انفعال گل از روی او کشید
هوش مصنوعی: اگرچه باد صد رنگ متنوع به گل داده، اما زیبایی و تأثیر آن گل از روی محبوبش باقی مانده است.
مارا ز اوج عرش بدین قعر چاه غم
هاروت وار نرگس جادوی او کشید
هوش مصنوعی: ما را از جایگاه بلند عرش به عمق چاه غم و اندوه کشاند، مانند هاروت و نرگس که تحت تاثیر جادو و فریب او قرار گرفتند.
مشق جنون زنیم که حرفی مگر توان
در گوش او ز سلسله موی او کشید
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق و دیوانگی خود، مینویسیم و میکوشیم تا شاید صدایی از او بشنویم، تنها با کشیدن رشتهای از موی او در گوشش.
در بزم او چه تحفه برد اهلی گدا
جانی که داشت پیش سگ کوی او کشید
هوش مصنوعی: در مجالس او چه هدیهای آورده است اهلی، چون جانش را برای شادی سگ کوی او فدای کرده است.