برگردان به زبان ساده
آه گر می ز غمت عاشق غمناک نزد
که ز سوزش دگری جامه بتن چاک نزد
هوش مصنوعی: اگر به خاطر غمت آه و ناله میکنی، لااقل نزد کسی عاشق و غمگین برو که او نیز از ناراحتی تو درد میکشد و نمیتواند جلودارش بایستد.
پر گرانجان مشو ایخواجه که روح الله هم
تا سبکروح نشد پای بر افلاک نزد
هوش مصنوعی: ای آقا، مبادا خود را بزرگمال بپنداری، زیرا حتی روحالله نیز قبل از اینکه روحش سبک و آزاد شود، به آسمان صعود نکرد.
کشته صید گه عشق سرافراز نشد
تا سرش دست بر آن حلقه فتراک نزد
هوش مصنوعی: عاشقی که در دام عشق گرفتار شده، هرگز به موفقیت و افتخار دست نیافت تا وقتی که دستش بر آن حلقه زنجیر نیفتاد.
کس چراغی شب غم بر ره مجنون ننهاد
تا ز سوز دل خود شعله بخاشاک نزد
هوش مصنوعی: هیچکس در شب غم و تنهایی مجنون، چراغی برای او نیاورده است تا او بتواند آتش دل خود را بر دل خاکستر زدهاش بر افروزد.
بی تو اهلی چو بسر خاک کند نیست عجب
عجب آنست که بر دیده چرا خاک نزد
هوش مصنوعی: بدون تو، زندگی برایم بیمعنی و دلگیر است. جای تعجب نیست که چرا به زمین مینگرم، اما عجیب این است که چرا بر چشمانم غبار نشسته است.