برگردان به زبان ساده
هرکه چون باد از سر کوی تو بیرون میرود
کس نمیداند که از آشفتگی چون میرود
هوش مصنوعی: هر کسی که از کنار تو میرود، مانند باد سریع و بیخبر از همه چیز است. هیچکس از دلتنگی و نگرانی او باخبر نیست.
پای رفتن نیست عاشق را کزین در بگذرد
میفشاند سیل اشک از چشم و در خون میرود
هوش مصنوعی: عاشق نمیتواند به سادگی از کنار این در بگذرد، بلکه با دلشکستگی و اندوه فراوان، اشکهایش را مانند سیل میریزد و به درد و رنج عمیقی دچار میشود.
پیش لیلی گر رود از چشم مجنون خون چه شد
آه از آن ساعت که او از چشم مجنون میرود
هوش مصنوعی: اگر لیلی از دیدهی مجنون دور شود، چه بلایی بر سر او خواهد آمد! آه، از لحظهای که او از چشمان مجنون میرود، حال و روزش چگونه خواهد شد.
جان نکو بیرون کن از تن تا درآیم در دلت
چون تویی ای جان من از خویش بیرون میرود
هوش مصنوعی: برای اینکه من به دل تو راه پیدا کنم، باید روح پاک و نیکوی خود را از بدنم جدا کنم. مانند تو که اینقدر عزیز و گرانبهایی، من هم احساس میکنم که روح من از وجود خودش میفرارید.
خون من دامان گردون چون شفق خواهد گرفت
بس که خون دل ز چشم از جور گردون میرود
هوش مصنوعی: خون من مانند رنگ افق در هنگام غروب آفتاب دامان آسمان را خواهد گرفت، زیرا به اندازهای که از درد و رنج زندگی اشک ریختهام، این احساس از ظلم آسمان بر من نشأت میگیرد.
چرخ اگر بدمهر شد کس را نکرد از مهر منع
بر من از جور فلک ظلم تو افزون میرود
هوش مصنوعی: اگر گردش های روزگار با کسی مدارا نکند، از محبت او کاسته نخواهد شد. اما از ظلم و ستم آسمان، بر درد و رنج من افزوده میشود.
گر به افسون چارهٔ بیچارگان سازد حکیم
کور مادرزاد اهلی کی به افسون میرود
هوش مصنوعی: اگر حکیمی که از بدو تولد نابینا است، با ترفند و جادو بتواند مشکلات بیچارگان را حل کند، پس هیچگاه به این ترفندها وابسته نخواهد شد.