برگردان به زبان ساده
چو دل به وصل دهم جوریار نگذارد
چو یار رحم کند روزگار نگذارد
هوش مصنوعی: زمانی که دل را به وصل معشوق بسپارم، جوریار نمیگذارد و اگر یار رحم کند، روزگار اجازه نمیدهد.
کنار من فلک از گریه زان کند جیحون
که آرزوی دلم در کنار نگذارد
هوش مصنوعی: در کنار من، آسمان به خاطر غم من، مانند جیحون (رودی بزرگ) اشک میریزد، چون آرزوی دلم به گوشهام نمیرسد و خود را به دست نیاوردهام.
تو غنچه لب چو شکفتی ز دست من رفتی
چو گل شکفت کس اورا بخار نگذارد
هوش مصنوعی: وقتی لبهای تو مانند غنچهای شکفت، از دستان من رفتی. مثل گلی که خود را نشان میدهد، هیچ کس نمیتواند او را از دست براند.
سموم هجر تو خواهد که تشنه لب میرم
مگر برحمت خود کردگار نگذارد
هوش مصنوعی: درد و رنج جدایی تو مرا به مرز هلاکت میکشاند، اما امیدوارم خداوند رحمتش شامل حالم شود و نگذارد چنین اتفاقی بیفتد.
به بی قراری اهلی رقیب کرده قرار
ولی فلک همه بر یک قرار نگذارد
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به اضطراب و نارضایتی از رقابت با دیگران است، در حالی که شباهتهایی در سرنوشت همه وجود دارد. در واقع، مقدر شده که هر کسی در شرایط خاصی قرار بگیرد و این سرنوشت مشترک نمیتواند تغییر کند.