برگردان به زبان ساده
عرش و معراج نه در خورد من زار بود
عرش من کرسی و معراج سردار بود
هوش مصنوعی: عرش و معراج برای من چیزی نیست که به آنها دست یابم. جایگاه من تنها همان کرسی است و مقام من از درگاه خداوند بسی بالاتر است.
سینه گر زخم تو دوزد سپر طعنه شود
رشته کاین کار کند رشته زنار بود
هوش مصنوعی: اگر دل برایت زخم ببیند، مانند سپری میشود که باعث میشود نقد و سرزنشها به خود بگیرد. این عمل مانند بند بستن به دور کمر است که نشاندهنده وابستگی و بار مسئولیت است.
زین چمن هرچه نه چون لاله درو داغ دلیست
گر همه شاخ گل تازه بود خار بود
هوش مصنوعی: در این مزرعه، هر چیزی که به زیبایی لاله نیست، نشان از دلشکستگی و غم دارد. حتی اگر همه شاخههای گل تازه و زیبا باشند، باز هم با وجود خارهایی که وجود دارد، تلخی و درد احساس میشود.
آن زمان بر تو وزد بوی گل باغ بهشت
که گل باغ جهان در نظرت خوار بود
هوش مصنوعی: زمانی که بوی گلهای بهشتی به تو برسد، که در آن زمان گلهای دنیا در نظر تو بیارزش و بیاهمیت شدهاند.
مستی و جامه دریدن صفت انسانست
هرکه اینها نکند صورت دیوار بود
هوش مصنوعی: انسان واقعی باید احساساتی از قبیل شگفتی و شور و شوق را تجربه کند. اگر کسی این احساسات را نداشته باشد و زندگیاش عاری از شوق و هیجان باشد، به نوعی مانند دیواری سرد و بیروح خواهد بود.
جان بخواری کشد از سینه اهلی غم عشق
همچو آن رشته که در خاک گرفتار بود
هوش مصنوعی: دل بیتاب و پر از غم عشق است، مانند ریشهای که در خاک گیر افتاده و جانش به تنگ آمده است.